تاریخچه پول؛ از مبادله کالا به کالا تا بیت کوین و ارزهای دیجیتال- قسمت اول

در این مقاله، تاریخچه پول و تبادلات مالی طی چند هزار سال گذشته را به صورت خلاصه و به زبان ساده مرور میکنیم تا به درک درستی از مفهوم پول برسید.
نظریهای وجود دارد که میگوید جهانی که در آن زندگی میکنیم، در حدود ۱۳.۷ میلیارد سال پیش و پس از انفجار بیگبنگ بوجود آمده است. ۳.۸ میلیارد سال پیش، زندگی برای اولین بار در سیاره ما آغاز شد. ۱.۹ میلیون سال پیش، زمین شاهد گونهای از انسان شد که با دو پا بر روی زمین قدم برمیداشت و در نهایت ۷ هزار سال پیش بود که پول اختراع شد.
مبادله کالا به کالا
در ابتدا پولی وجود نداشت و مردم، کالا و خدمات خود را باهم مبادله میکردند. شرایط اینطور بود که هر فرد چیزهایی داشت که مازاد بر نیاز خودش بود و در عین حال به کالا یا خدمات شخص دیگری نیاز داشت. همانطور که عقل سلیم به آنها میگفت، مردم شروع به تبادل کالاها و خدمات خود کردند تا نیازهای خود را برآورده کنند. به این سیستم «سیستم دادوستد پایاپای» نیز میگویند. در اغلب کتابهای اقتصادی، تاریخچه پول از همین سیستم کالا به کالا آغاز میشود.
تصور کنید من تعدادی سیب اضافه داشته باشم و شما تعدادی پرتقال اضافی. عقل حکم میکند برای اینکه هر دویمان از لذت خوردن هر دو میوه بهرهمند شویم، سیب و پرتقالهای اضافه خود را با هم مبادله کنیم.

اما تصور کنید من تعدادی سیب اضافه داشته باشم اما از پرتقال خوشم نیاید و بخواهم سیبهای اضافه خود را با توتفرنگی مبادله کنم و دوستم که پرتقال دارد بخواهد پرتقالهای خود را با سیب معاوضه کند.

در اینصورت من باید شخصی را پیدا کنم که هم توت فرنگی اضافی داشته باشد و هم مایل باشد توتفرنگیهای خود را با پرتقالهای من عوض کند.

ممکن است شانس بیاورم و یکی از دوستانم این شرایط را داشته باشد. در اینصورت من پرتقالهای اضافه خود را به او میدهم و او در ازای آن به من توتفرنگیهای خود را میدهد.

بعد من توتفرنگیها را به دوستم داده و سیبهایی که لازم داشتم را از او میگیرم.
در اینصورت هر سه طرف معامله راضی و خوشحال خواهند شد.

اما پیدا کردن کسی که هم چیزی که شما نیاز دارید را داشته باشد و هم قبول کند در ازای آن، چیزی که شما دارید را بپذیرد، کار بسیار سختی است. علاوه بر این، گاهی طرفین معامله بر سر اینکه نسبت ارزش کالاهایی که باهم مبادله میکنند، به چه صورت است به توافق نمیرسیدند. مثلا ممکن بود هر یک از طرفین این معامله قبول نکنند که ارزش یک کیلو سیب و یک کیلو توتفرنگی به یک اندازه است.
به مرور زمان که این مشکلات بیشتر شدند. مردم این سوال را از خود پرسیدند که آیا چیزی وجود دارد که همه آن را بخواهند؟ چیزی که همه حاضر باشند کالا یا خدمات خود را با آن معاوضه کنند؟
کالاهایی وجود داشتند که تقریبا همه از آنها استفاده میکردند. یعنی کالاهای اساسی برای زندگی و زنده ماندن بودند. کالاهایی مانند نمک، دانه گندم، گوسفند، گاو.
اینها به مرور زمان تبدیل به کالاهایی شدند که امکان مبادله آنها با هرچیزی که مردم میخواستند، وجود داشت. این کالاها به عنوان کالاهای واحد برای مبادله انتخاب شده بودند، زیرا تقریبا همه به آنها نیاز داشتند. چون همه به این کالاها نیاز داشتند، پس همه برای آن ارزش قائل بودند. این سیستم مبادله بر این اساس شروع به کار کرد.

با این حال، مشکلات این سیستم نیز به مرور زمان معلوم شد. حمل کیسههای پر از گندم، یا جابجایی گاو و گوسفند از شهری به شهر دیگر مشکل بزرگی بود. همچنین نگهداری آنها پر زحمت بود و ممکن بود گندمها پس از مدتی خراب شوند، یا گاو و گوسفند بمیرند.

مسئله دیگری که در رابطه با آنها وجود داشت، کمیاب نبودن آنها بود. برای مثال، مردم پس از مدتی فهمیدند میتوانند از آب دریا به هر میزان که میخواهند نمک بدست آورند و از طریق نمک هرچیزی که میخواهند را تهیه کنند.
وجود این مشکلات باعث شد مردم بار دیگر از خود بپرسند، آیا چیز دیگری وجود دارد که جابجایی و استفاده از آن، آسانتر از گونیهای گندم و گاو و گوسفند باشد، کمیاب باشد و در عین حال برای همه با ارزش باشد؟
بله! جواب آن فلزات بود. جابجایی و نگهداری آن آسانتر بود و همچنین کمیاب بود. این کمیاب بودن آنها باعث میشد با ارزش شوند.
سکههای طلا و نقره

بخش بزرگی از تاریخچه پول به سکههای فلزی اختصاص دارد که هزاران سال به عنوان پول رایج مورد استفاده مردم قرار میگرفتند.
حکمرانیها و پادشاهیهای مختلف شروع به ضرب سکههایی با وزنهای مختلف و با مهر خود بر روی آنها کردند. این مهرها وزن سکهها و همچنین اعتبار آنها را مشخص میکرد.
ارزش هر سکه بر اساس ماده فلزی که از آن ساخته شده بود و همچنین وزن آن، تعیین میشد.
این سکهها در ابتدا از طلا و نقره و مس ساخته میشدند، زیرا مردم میدانستند این فلزات نسبت به سایر فلزات کمیابترند و همچنین در مجاورت با هوا خوردگی ندارند، یعنی وزن آنها ثابت میماند و به مرور زمان تغییر نمیکند.
این سیستم تحول بزرگی در سیستم مالی و مبادلات ایجاد کرد.
پس مزایای استفاده از این سکهها این بود که:
۱- این امکان فراهم شده بود که بین آدمهای مختلف مبادله انجام داد، یعنی با استفاده از این سکههای طلا دیگر محدودیتی برای پیدا کردن خریداران و فروشندگان وجود نداشت. یعنی اگر من تعدادی گوسفند داشتم و برنج لازم داشتم، دیگر لازم نبود حتما کسی را پیدا کنم که برنج اضافی داشته باشد و گوسفند لازم داشته باشد. در واقع با استفاده از این سکهها، میتوانستم گوسفندهایم را به هر کسی بفروشم و در ازای آن سکههای طلا و نقره دریافت کنم و بعد با سکههای خود از هر فروشنده برنجی، برنج بخرم.
۲- همچنین منابع طلا محدود بود و هرکسی نمیتوانست آن را استخراج کند، بنابراین این محدود بودن منابع به آن ارزش ذاتی میداد.
۳- و در آخر اینکه امکان خرد کردن آن تا حدی وجود داشت و در مجاورت هوا و با دست به دست کردن، طلا خراب نمیشد.
این ویژگیها در کنار هم سبب شد طلا برای مدت زیادی به عنوان روش معامله و تجارت مورد استفاده قرار گیرد و به نوعی انقلابی در سیستم مالی و معاملاتی بوجود آورد.

اما این سیستم مشکلاتی هم داشت. از جمله اینکه:
اولا طلا خیلی با ارزش بود و مثلا اگر میخواستیم با طلا چند عدد نان بخریم، یک سکه طلا را باید به تکههای خیلی خیلی کوچک تقسیم میکردیم. در نتیجه این سیستم برای آن کار نمیکرد.
برای حل این مشکل، استفاده از سکههای نقره و فلزات دیگر که ارزش کمتری نسبت به طلا داشتند را امتحان کردند.
اما سکههای نقره هم ارزششان نسبت به کالاهایی که مردم هر روز به آنها نیاز داشتند، بیشتر بود.
دوما اینکه امکان سرقت این سکههای طلا بسیار زیاد بود.
نکته جالبی که در مورد این سکههای طلا و نقره وجود دارد، برخی از افراد اقدام به تراشیدن دور سکهها با سمباده میکردند تا از آن خاک طلا بدست بیاورند و با خاک طلایی که از تراشیدن دور هزاران سکه طلا بدست میآورند، یک سکه جدید بسازند. به همین دلیل است که اگر دقت کنید حتی دور سکههای طلای امروزی طوری ساخته شدهاند که کسی نتواند آنها را بتراشد.
امتیاز دادن به خبر
با لایک کردن هر خبر میتوانید کوین بیشتری جایزه بگیرید




