۴ دلیل اصلی برای گنجاندن بیت کوین در سبد سرمایهگذاری-قسمت دوم

پادشاه یکچشم
پرواضح است که در یک نظام پولی با نرخ بهرهٔ نزدیک به صفر، سر پساندازکنندگان بیکلاه میماند و متحمل زیان سختی میشوند و بازده اوراق قرضه نیز بهتدریج منفی میشود (بازده حقیقی یا حتی اسمی). از سویی نقدینگی فزاینده در نظام پولی به سوی بازار کالا و خدمات سرازیر نمیشود، بلکه راه خود را به سمت بازارهای سرمایه کج میکند. این اتفاق به افزایش یا تورم بهای داراییها میانجامد؛ دلیل جذابیت بازارهای سرمایه برای مردم هم این است که این بازارها تنها مکانهایی با نرخهای بازده حقیقی هستند که درواقع بهمثابه ابزار ذخیرهٔ ارزش برای مخارج آینده عمل میکنند. هرچه پول بیشتری چاپ میشود که درواقع به معنای تولید بدهی ارزانتری است، بهای سهام در بازاهای سرمایه رو به فزونی میگذارد و این امر وقتی که هیچ انتخاب دیگری در سایر کلاسهای دارایی برای ذخیره ثروت نیست، تشدید میشود.
کافی است به شاخص بازارهای سرمایه در سرتاسر جهان از زمان اتخاذ سیاستهای تسهیل کمی در سال ۲۰۰۸ نگاهی بیدازید تا بهوضوح این روندها را مشاهده کنید.
اگر باور دارید که بهخاطر نقش فناوری، شرایط تورم منفی همچنان ادامه پیدا میکند و دولتها همچنان بر تنور تورم خواهند دمید (زیرا کمدردترین راه برای بازپرداخت بدهیشان است) و از طرفی اعتقاد دارید که ابزارهای تحت اختیار دولتها برای تورمافزایی تا حد زیادی به محرکهای مالی محدود میشود، میتوان با اطمینان گفت که این روند همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.
در این صورت، بازارهای سرمایه و سهام (با دید ویژه به شرکتهای حوزه فناوری) میتوانید جای خوبی برای سرمایهگذاری باشد. به همین دلیل، من ۷۰ درصد از سبد سرمایهگذاریام را به سهام اختصاص دادهام؛ البته با یادآوری این نکته که فرد جوانی هستم و برای سرمایهگذاری، دیدی بلندمدت دارم.
این چرخه تا کی میتواند ادامه پیدا کند؟ تا زمانی که دلار آمریکا (USD) همچنان بتواند موقعیت خود را بهعنوان یک ارز ذخیره در جهان حفظ کند. بهطور خلاصه برای زمانی طولانی.
دسیدریوس اراسموس (Desiderius Erasmus)، فیلسوف هلندی قرن پانزدهم میلادی میگوید:
در شهر کوران، یکچشم پادشاه است.

من فکر میکنم در سال ۲۰۲۱، ایالات متحده همان پادشاه یکچشم است.
بهرغم سایتهای پولی و مالی ضعیف، نرخ بهرهٔ نزدیک به صفر و ترازنامهای که روزبهروز بیمارتر میشود، همچنان تقاضا برای دلارهای ایالات متحده و اوراق خزانهٔ این کشور بسیار بالا است. درواقع انتخاب دیگری هم در این میان وجود ندارد.
دیگر کشورها همان کورهایی هستند که زمینه را برای سلطهٔ تکچشمی همچون ایالات متحده فراهم کردهاند. ژاپن، اقتصاد قدرتمند جهان و آسیا سالهاست که با رکود دست به گریبان است و از نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی (Debt/GDP) ۲۳۰ درصدی رنج میبرد. اوضاع و احوال اتحادیه اروپا هم چندان خوش نیست و یکپارچگی پولی این اتحادیه بهشدت زیر سؤال رفته است. به احتمال بسیار زیاد، تا سال ۲۰۳۰ اثری از یورو باقی نخواهد ماند. پوند استرلینگ بریتانیا نیز که عتیقهای از دوران استعمار کهنه است، در حال افول است. چین هم اگرچه ترازنامه دولتی سالمتری دارد، اما سیاستهای سختگیرانهای برای کنترل سرمایه وضع کرده است. بعید است که این کشور پس از فشارهای شدید خروج سرمایه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ به سادگی تن به گشایش مرزهای مالی خود بدهد. همان طور که میدانید، حاکمیت دولت در این کشور بیش از اندازه مستبدانه است.
پس تنها گزینهٔ قابلبررسی، همان ایالات متحده است. در آمریکا، حتی با محرکهای مالی بیسابقه و رکوردشکنیهای پیاپی در این مورد، باز هم اشتهای سیریناپذیری برای اوراق خزانهٔ ایالات متحده وجود دارد. نشریه فایننشال تایمز (Financial Times) در تشریح احتمال استقراض ۳ میلیارد دلاری دولت ایالات متحده آورده است:
تاکنون بازارهای مالی برای هضم حجم انبوه عرضههای پولی مشکل چندانی نداشتهاند، بازده اوراق خزانه نیز اندکی بیشتر شده، اما همچنان در پایینترین سطوح خود باقی مانده است. اسکناس ۱۰ ساله نیز با نرخ ۰.۶۷ درصد معامله میشود که تقریباً ۱ درصد کمتر از رقم ابتدای سال است.
آنطور که بهنظر میرسد، اشتهای سیریناپذیری برای بلعیدن بدهیهای ایالات متحده وجود دارد. شواهد بسیار کمی وجود دارد که نشان دهد اوراق خزانه در تأمین مالی دولت با مشکلی روبهرو خواهد شد.
بنابراین به همان نتیجهای میرسیم که پیشتر گفتم؛ ایالات متحده در حال حاضر پادشاه یکچشمی در جهان کورها است.
با این حساب، روندهای کنونی اقدامات احتمالی بانک مرکزی و ماهیت چسبنده ارز ذخیرهای، اوضاع را بهگونهای رقم خواهند زد که بازارهای سرمایه در سرتاسر جهان روندی صعودی را در پیشروی خود داشته باشند. در این صورت میتوان انتظار داشت که بیشتر سهمها عملکرد خوبی را از خود به نمایش بگذارند، طلا اما عملکرد ضعیفتری خواهد داشت، البته بهصورت خزنده به رشد خود ادامه میدهد.
با این حال، عدهای از افراد باهوش سرانجام توجهشان به این چرخه جلب میشود و به این نتیجه میرسند که قرار نیست تا ابد این سازوکار ادامه داشته باشد. درواقع باید چرخه بدهی بسطیافته ری دالیو (Ray Dalio) آرامآرام باز شود یا بهطور ناگهانی بترکد. متأسفانه بهرغم آنکه هنوز هم میتوان راهی برای خلاصی از شر این چرخه ویرانگر پیدا کرد، اما شیوه کنونی تغییر چهارساله سیاستمداران، فروپاشی این چرخه را به سناریوی محتملتری تبدیل کرده است. تغییراتی که راه را برای ورود عوامگرایان و پوپولیستها باز و تخصصگرایان یا تکنوکراتها را از میدان به در میکند.
برای محافظت از داراییها، گنجاندن ترکیبی از پول نقد، طلا و بیت کوین در سبد سرمایهگذاری منطقی بهنظر میرسد. دلار آمریکا در شرایط رکودی ملایم، طلا در شرایط رکودی ملایم و اسفناک و بیت کوین در شرایط وقوع رکودهای فاجعهبار میتوانند گزینههای خوبی برای سرمایهگذاری باشند.

روایتهای بیت کوین
با توجه به تمام نکاتی که تا اینجا برشمردم، تخصیص بخش قابلتوجهی از سبد سرمایهگذاریام به بیت کوین، توجیهپذیر میشود. معمولاً بازار سهام به رشد خود ادامه میدهد و وضعیت سبد سرمایهگذاری شما هم بهتر میشود و اگر هم بهای بیت کوین روزی به صفر برسد، با این میزان تخصیص، مجبور نمیشوید که در خیابان بخوابید.
من بهرغم آنکه جوان و بسیار ریسکپذیرم، اما فکر میکنم که روایتهایم در مورد بیت کوین منطقی هستند. با این فرض که دیگران هم مشابه من فکر کنند، گمان میکنم در پیشقدم بودن برای سرمایهگذاری در بیت کوین نباید درنگ کرد.
بیت کوین بهعنوان ابزاری برای بیمه
همان طور که پیشتر اشاره شد، میتوان به بیت کوین بهعنوان یک قرارداد اختیار فروش روی سیاستهای مالی و پولی غیرمسئولانه نگاه کرد که بهای آن بهمحض فروپاشی چرخهٔ بدهی افزایش خواهد یافت. سرانجام روزی با انباشت بدهیهای دولت ایالات متحده آمریکا، دولتهای خارجی از خرید اوراق خزانهٔ این کشور منصرف میشوند.
طبق این سناریو، نظام مالی با سقوطی فاجعهبار مواجه خواهد شد که در نتیجهٔ آن، همه بهدنبال تبدیل داراییهای خود به «پول سخت» خواهند بود که در این میان بیت کوین و طلا از جمله گزینههای احتمالی خواهند بود. با این حال، هنوز ارزهای ذخیرهای ماهیت چسبنده خود را حفظ کردهاند و بعید بهنظر میرسد که این سناریو دستکم در کوتاهمدت، رنگ واقعیت به خود بگیرد.
بیت کوین بهعنوان یک قرارداد اختیار معامله روی طلای دیجیتال
با تقویت حلقهٔ سازندهٔ افزایش بهای بیت کوین و روی آوردن سرمایهگذاران به آن، افراد بیشتری بهدنبال محافظت از ارزش داراییهای خود با استفاده از بیت کوین خواهند بود. بدیهی است که طلا همواره از گزینههای موردعلاقهٔ سرمایهگذاران بوده است. با این حال، ارزش بازار کنونی بیت کوین چیزی در حدود ۷۰۰ میلیارد دلار است، حال آنکه طلا ارزش بازاری بالغ بر ۱۰ تریلیون دلار دارد. با افزایش مقبولیت روایتهایی که میگویند بیت کوین طلای دیجیتال است، تغییرات پلهای بهای بیت کوین میتواند به ورود سرمایهگذارانی به این بازار بینجامد که بدشان نمیآید روی افزایش قیمت بیت کوین شرطبندی کنند. نیال فرگوسن (Niall Ferguson)، تحلیلگر بلومبرگ، در این باره میگوید:
اگر روزی همه میلیونرهای جهان تصمیم بگیرند که تنها ۱ درصد از سبد سرمایهگذاری خود را به بیت کوین اختصاص دهند، بهای این ارز دیجیتال دستکم به بیش از ۷۵ هزار دلار خواهد رسید.

بیت کوین بهعنوان یک گریزگاه
افزایش نابرابریها، به نارضایتی فزایندهٔ نسل هزاره منجر شده است. بهرهٔ اندک نیروی کار از ارزش افزودهٔ خلقشده و اثر افزایشی سیاستهای پولی روی بهای داراییهای پایه، از جمله محرکهای اصلی این نابرابری هستند. محبوبیت روزافزون سیاستمداران چپ از جمله برنی سندرز (Bernie Sanders) یا الکساندریا کورتز (Alexandria Ocasio-Cortez)، سناتور جمهوریخواه، از جمله علائمی است که تمایل نسل هزاره را به سیاستهای سوسیالیستی آشکار میکند. با این حال، دنیای فناوریهای مبتنی بر رمزنگاری هم گزینههای آزادیخواهانهتری را در اختیار قرار میدهد. نسل جدید میگوید:
اگر نظام کنونی برای من نفعی در پی نداشته باشد و تنها از ثروت والدینم محافظت کند، بهتر است که زمین بازی جدیدی را تعریف کنیم.
دنیای رمزنگاری همان زمین بازی جدید است که قواعد آن نیز از منظر الگوریتمی شفاف است. هرچه سن نسل هزاره بیشتر میشود، این زمین بازی جدید، میزبان سرمایههای بیشتری خواهد شد.
بیت کوین بهعنوان ابزاری برای گسترش بازتابندگی
من بهشخصه طرفدار پروپاقرص ایدهٔ بازتابندگیای هستم که میگوید واقعیات عینی و ذهنی بسیار درهمآمیخته و پویا هستند. من بر این باورم که در سال ۲۰۲۱، به اوج بازتابندگی میرسیم و بیت کوین در این برهه به یک دارایی بازتابنده بدل میشود. ناوال راویکانت (Naval Ravikant)، سرمایهگذار و کارآفرین بزرگ آمریکایی-هندی میگوید:
پول حبابی است که هرگز نمیترکد. درواقع پول چیزی نیست جز یک توهم جمعی.
من بهشدت رویکردی صعودی در قبال بیت کوین دارم و این صرفاً بهدلیل ویژگیهای فناورانه آن نیست، بلکه حتی بیش از آن از قاعده رشد شبهمذهبی آن ناشی میشود. بسیاری هرگز این مذهب (بیت کوین) را نمیفروشند، در ادامه خیل مردم به این مذهب میگرایند و با عرضهٔ محدود، رشد شدید قیمت اجتنابناپذیر خواهد بود.
یک شروع تازه
درنهایت باید بگویم که انسان موجودی است اجتماعی و این موجود از روایتها برای فهم معانی بهره میبرد. در این میان بیت کوین، روایت قانعکنندهای را بازگو میکند که برای بسیاری از مردم از جمله جوانها بسیار خوشایند است. هرچند سالخوردهها یا نسل انفجار، همان نسلی که با فرارسیدن سررسید بدهیهای هنگفت دولتها احتمالاً دیگر در قید حیات نخواهند بود، میانهٔ خوبی با این روایت ندارند.
ارزهای دیجیتال، ابزارهایی خارج از تعریف نظامهای سیاسی حاکم کنونی هستند که توانستهاند تا اینجا خود را بر شرایط تحمیل کنند. این پدیدههای نوپا را میتوان سازوکاری برای خروج از بازی قدیمیای دانست که سرنوشتی جز فروپاشی در انتظار آن نیست. حتی این احتمال وجود دارد که ارزهای دیجیتال بتوانند محملی برای انتقال عظیم ثروت میان نسلها باشند که هرگز در نظام فعلی اتفاق نیفتاد؛ چراکه بانک مرکزی با دمیدن در تنور افزایش بهای داراییها مانع آن شد.
در پشت پرده سیرک سیاستهای پولی و مالی حاکم، رویای بیت کوین کمکم جای خود را در سبد سرمایهگذاری افراد بیشتری پیدا میکند و روزی این رویا رنگ واقعیت به خود خواهد گرفت.
امتیاز دادن به خبر
با لایک کردن هر خبر میتوانید کوین بیشتری جایزه بگیرید




