۷ اشتباه مرگبار در ترید ارزهای دیجیتال- قسمت اول

بعد از خواندن مقاله های رازهای تریدینگ ارزهای دیجیتال وارد بازی فوقالعادهی سرمایه گذاری شدهاید؟
الان اوضاعتان چگونه است؟
صادق باشید.
در حال پول درآوردن هستید یا برباد دادن پول؟
همانطور که قبلا اشاره کردم، فقط یک معیار برای موفقیت در ترید وجود دارد. یا میبرید یا میبازید. به همین سادگی. یک درست و غلط داریم که هیچ ابهامی هم درمورد آنها وجود ندارد.
درست یعنی پول درمیآورید. غلط یعنی پول از دست میدهید.

اگر مدام پول از دست میدهید ولی بازهم به خودتان میگوید که در ترید کردن مهارت دارید، بدون شک به خودتان دروغ میگویید.
اوضاعتان واقعا خوب بود ولی در چهار هفته گذشته هرچه جمع کرده بودید را از دست دادید؟ این یعنی شکست خوردهاید. به همین سادگی.
اما نگران نباشید. من هم در این شرایط بودهام. همه بودهاند. هیچکس از چنین اتفاقاتی در امان نیست.
اینها درسهای مشکلی هستند اما تنها یک راه برای یاد گرفتن آنها وجود دارد:
اینکه خودتان اشتباه کنید و از آنها درس بگیرید.
هیچکس نمیتواند دو پله یکی راه را طی کند. اشتباهات بخشی از یادگیری هستند. میتوانید همه کتابهای ترید را بخوانید، شبیهساز ترید بسیار دقیق (paper trade) در صفحات اکسل داشته باشید ولی وقتی که بخواهید واقعی بازی کنید باید پولتان را وارد بازی کنید. تا وقتی که واقعا وارد بازی نشوید و پولتان را به خطر نیندازید، هر کاری دیگری که کنید اهمیتی نخواهد داشت. فقط وقتی که خون در رگهایتان یخ نزند و قلبتان وحشیانه به قفسهی سینه نکوبد و از دیدن پولتان که در یک ترید وحشتناک دود میشود و هوا میرود عرق سرد بر پیشانیتان جاری نشود، چیزی یاد نخواهید گرفت.
فقط با تلاش عملی و دست به کار شدن هرچیزی را در زندگی یاد میگیریم.
خواندن کتابهای در زمینهی ترید، شرکت در سمینارهای مختلف، صحبت و تبادل نظر با دوستان، تا وقتی که فقط در ذهن شما باشند، اسمش ترید کردن نمیشود. برای ترید کردن واقعا باید ترید کرد! باید پول نازنینان را به خطر بیندازید تا یاد بگیرید.
به این خاطر که زندگی و ترید کردن ماجراجوییهایی هستند که باید قدم در آنها بگذارید تا یاد بگیرید.
باید تمام چیزهای غیرواقعی و اشتباه را کنار بگذارید. وقتی که پولی از دست میدهید، به طرز دردناکی شروع میکنید به تحلیل خودتان و کشف اینکه کجای راه را اشتباه رفتهاید.
- آیا دچار ترس از دست دادن شده بودید؟
- آیا برای مدت بیش از حد طولانی در مقابل فروش مقاوت کرده بودید؟
- آیا وقتی که بازار به شدت در حال صعود یا سقوط بوده سعی کردهاید خرید کنید؟
- آیا به جای اینکه در پایینترین نقطه خرید کنید در بالاترین نقطه خرید کردهاید؟
- آیا نقطه فروش اضطراری شما (stop lost) شما خیلی به نقطه خرید نزدیک بوده؟
بزرگترین دشمن تریدرها این است که به خودشان دروغ بگویند. جامعه به آدمهایی که خودشان را گول میزنند پاداش میدهد. پاداشش به آنها جمعی است که با او معاشرت میکند، شغل، دوستان و پیغامهای تبریک عید از سمت کسانی که نمیشناسدشان. اما برخلاف جامعه، ترید افرادی که سر خودشان را شیره میمالند مجازات میکند، به این ترتیب که با سرعت هر چه تمامتر پولشان را از دستشان درمیآورد.
«اگر میخواید خودتان را بشناسید – یعنی واقعا تمام چهرههای خودتان را بشناسید، هم خوب، هم بد و هم زشت، تریدر شوید.» پیتر برندت
هر کسی نقطه ضعفهای مختص به خودش را دارد. شما باید کشف کنید که نقطه ضعف شما چیست. هیچکس نمیتواند این کار را به جای شما انجام دهد.
یکی از درسهایی که من گرفتم این بود که تا چند وقت پیش تبهر چندانی در تحلیل تکنیکال نداشتهام.
مردم فکر میکردند که من واقعا در این زمینه مهارت داردم. من میتوانستم یک نمودار و چند خط زیبا روی آن سرهم کنم. اما در اعماق وجودم میدانستم که تخصص چندانی در این زمینه ندارم. حتی بدتر از آن، با بعضی از تریدها صحبت میکردم که فکر میکردن من فوقالعاده هستم و این باعث میشد دروغی که به خودم میگفتم را بیشتر باور کنم. و سختتر متوجه شوم که مشکلی وجود دارد. حس سرخوشی که وقتی مردم شما را قبول دارند به شما دست میدهد به دلایل مختلفی میتواند افکار شما را منحرف کند.
یکی از دردناکترین چیزهایی که درمورد دروغ کشف میکنید این است که مردم عاشق دروغهای شما میشوند. ممکن است مردم به طور کاملا کورکورانه مهارت نداشتن شما را باور کنند، چون چشمشان را روی همه چیز بستهاند.
بعد یک روز از خواب بیدار میشوید و متوجه میشوید که شما کوری هستید که عصاکش کور دیگری شده است.

پیداش کردم، همینجاست!
ناگهان متوجه همهی چیزهای مزخرفی که اطراف شما وجود دارد میشوید. آنها پشت روزمرگیها پنهان شدهاند. شاید شما به جای اینکه منتظر زمان مناسب شوید، دارید خیلی زود وارد دنیای ترید میشوید یا ذهنتان پر شده از نمودارهایی که در دنیای واقعی اصلا وجود ندارند یا واقعا نمیدانید الگوها به چه معنی هستند یا نمیتوانید بدون ۷۵ درصد سود کردن از ترید خارج شوید؟ احتمالاتی که به خاطر آن پول از دست دهید بیانتها هستند. همینها هستند که این بازی را هر بار در عین دیوانهوار بودن حیرت انگیز میکنند.
به عنوان یک تریدر باید بتوانید اشتباهاتتان را ببینید، در غیر این صورت هر لحظه بیشتر و بیشتر در چالهای که خودتان کندهاید فرو خواهید رفت.
بهترین و تنها راه برای انجام این کار پول از دست دادن است.
چی؟؟؟؟
بله. خودتان را به آب بزنید و پول از دست بدهید.
باید رنج از دست دادن پولتان را حس کنید تا بفهمید که هیچوقت نمیخواهید آن حس را دوباره تجربه کنید و تنها راه اینکه رنج نکشید این است که مهارت بیشتری کسب کنید. شکست بهترین معلم شماست.
توماس ادیسون قبل از اینکه بهترین ماده را برای لامپ الکتریکی پیدا کند، هزاران بار شکست خورد. یک روز دستیارش عصبانی شد و به او گفت: «چرا هنوز داریم این کار را میکنیم؟ چرا وقت و پولت را هدر میدهی؟ تاکنون بارها و بارها شکست خوردهایم. غیرممکن است موفق شویم.»
ادیسون به او گفت: «ما هزار بار شکست نخوردهایم. ما هزاران راه کشف کردهایم که نمیتوانیم از طریق آنها لامپ الکتریکی درست کنیم.»
این مقاله هم به همین موضوع میپردازد: چگونه خرابکاری کنیم. اینطوری یاد میگیرید که حرکات احمقانه انجام ندهید.
حتی با خواندن ادامهی این مقاله بازهم باید خودتان اشتباهات زیادی مرتکب شوید اما شاید، فقط شاید بعد از اینکه هزاران دلار را بر باد دادید (یا حتی بدتر) به یاد این مقاله بیفتید و همین باعث شود که زودتر در مسیر درست قرار بگیرید و اشتباهاتتان را جبران کنید.
پس بیایید شروع کنیم و ببینیم بزرگترین اشتباهی که ممکن است در ترید به خصوص تحلیل تکنیکال مرتکب شوید، چه ها هستند.
اشتباه شماره ۱: فکر می کنید تحلیل تکنیکال معجزه میکند
مقالات بسیار زیادی وجود دارد که به شما میگوید تحلیل تکنیکال راهیست برای یک شبه پولدار شدن یا اینکه تحلیل تکنیکال کاملا مزخرف است. جز این دو حالت دیگری وجود ندارد.
این طرز تفکر صفر و یکی است. تفکر صفر و یکی دیوانگی محض است. اصلا یکی از نشانههای حماقت است. نویسندهها به آن میگویند جنون سیاه و سفید. در ترید کردن جایی برای خرافات وجود ندارد. هیچ سیستمی بدون عیب و نقص نیست، اما هر کدام چیزی دارند که به شما بیاموزند. یک سیستم فقط به اندازه نتایج عملی که میتوان از آن گرفت ارزشمند است. اینکه مردم چه نظری در مورد آن دارند هیچ ارزشی ندارد. آنچه از هر سیستم برای شما کاربرد دارد را برای خودتان نگه دارد و بقیه را پشت در بگذارید، لازم نیست که کل سیستم را دور بریزید.

برخی الگوهای اصلی از استیون برنز. سعی نکنید تمام اسمها را حفظ کنید و سعی نکنید این الگوها را در هر چیزی ببینید چون در نهایت چه آنها وجود داشته باشند چه نه، تصویر آنها را هر جایی خواهید دید. در عوض یاد بگیرید فقط چیزهایی که واقعا در مقابل شما وجود دارند را ببینید.
تحلیل تکنیکال فقط یک ابزار است.
مسیری برای افتخارات بیحدومرز نیست و از آن طرف صددرصد بیارزش نیست. جایی میان این دو قرار دارد. به عنوان یک دستورالعمل عمل میکند که به شما کمک میکند پول درآورید.
وقتی پای کریپتوکارنسی در میان باشد، تحلیل تکنیکال دارای وزن بیشتری است، چون این حوزه بیشتر تحت تسلط متخصصان تکنولوژی قرار دارد و به همین دلیل نتایجی خود انجام (نوعی از پیشبینی را میگویند که بعد از آنکه اعلام یا صادر میشود خودش شرایطی ایجاد میکند که باعث میشود همان پیشگویی به حقیقت بپیوندد.) خواهد داشت. تحلیل تکنیکال برای متخصصان تکنولوژی قابل درک است. برای بازارهای دیگر این موضوع ممکن است متفاوت باشد.
مشکل وقتی به وجود میآید که آنقدر که به تحلیل تکنیکال اطمینان میکنید که عقل سلیم از یادتان میرود.
یکی از مشکلاتی که من در ترید کردن خودم کشف کردم این بود که حس ششم و منطق خودم را کنار گذاشته بودم. به دنبال یک شاخص جادویی بودم که هر بار هر تغییر و تحولی را بدون هیچ خطایی پیشبینی کند.
چنین شاخصی وجود ندارد.
من بعد از پنج یا شش روز سود بدون وقفه به نمودار خیره میشدم و میگفتم: «تا حالا ۶۰ یا ۷۰ درصد سود کردهام، باید پولم را خارج کنم. احتمالا به زودی سقوط میکند». اما شاخصها با نظر من همخوانی چندانی نداشتند، به همین خاطر هم من پولم را خارج نمیکردم و پول زیادی را از دست میدادم.
ممکن است بازار به طور همیشگی بالا باشد و هنوز هم الگوی پرچم صعودی (Bull flag) را نشان دهد (نمودار ۱)؟

نمودار ۱: پرچم صعودی با یک نقطه شکست کامل نشده در بالا. اما بیتکوین یک کوین همیشه گرانقمیت است، پس خرید در این نقطه مانند بازی رولت روسی است. اگر شما خیلی از پایینتر از اینها خرید کردهاید، خیالتان راحت باشد و نفروشید اما اگر میخواهید الان خرید کنید، خوب فکرهایتان را بکنید.
خب که چه؟ الگو باید در کنار عوامل دیگر در نظر گرفته شود.
بیتکوین هزار دلار بالا رفته و هنوز فکر میکنید قرار است همان روز بعد ۱۰۰۰ دلار دیگر بالا رود؟ چنین چیزی با عقل جور درنمیآید. هرچیزی که بالا میرود باید پایین بیاید.
بعد از مدتی ترید کردن، درک بهتری از بازار پیدا خواهید کرد. بیشترش همان عقل سلیم است. سه یا چهار روز صعود با سرعت بالا احتمالا به معنی داشتن یک نقطه بازگشت است.

نمودار ۱ الف: این هیچ کمکی نخواهد کرد. یک شلوغی درهم و برهم است. از چینین چیزی نمیتوانید هیچ تصمیمی بگیرید.
هیچ جادویی در کار نیست. اصول اولیه روانشناسی است.
اشتباهی که ممکن است مرتکب شوید این است که سعی کنید دقیقا سربهزنگاه آنها را کشف کنید. هیچوقت نمیتوانید چنین کاری کنید. کاملا فراموشش کنید.
تنها کاری که از دست شما برمیآید این است که دست به کار شوید و اگر کارتان خوب باشد سود کنید. اگر ضرر میکنید، ضررهایتان را جبران کنید. ساده به نظر میرسد اما اصلا ساده نیست.
بله، شما هم قسمتی از بالا رفتن قیمتها را از دست میدهید. اما چه اهمیتی دارد؟ هیچکس نمیتواند دقیقا پایینترین و بالاترین نقاط قیمت را پیشبینی کند.
اگر با سود مناسبی نفروشید، هیچ سودی نخواهید کرد.
اشتباه شماره ۲: همه چیز را خیلی پیچیده کردن
سایتها و کتابهای زیادی وجود دارند که الگوی نمودارها را آموزش میدهند.
اما آیا میخواهید راز نمودارهای شمعی مرموز و باستانی ژاپنی را کشف کنید؟
نظرتان در مورد اینکه عمیقتر شیرجه بزنید و به یک تریدر آنلاین با هر سرعتی که خودتان میخواید تبدیل شوید چیست؟
یا شاید میخواهید هر الگویی که تاکنون کشف شده را بشناسید؟
تمامش کنید!
مشکل اینجاست که خیلی زود به ابرها هم که نگاه کنید دنبال الگو خواهید کشت و میخواهید در گذر بادها هم دنبال نقطه بازگشت باشید. هرکجا که نگاه کنید الگو میبینید و الگو.
بیشتر الگوها کاملا بیمعنی هستند. نسبت به اینکه سکه بیندازید فقط ۵ درصد شانس موفقیت دارند. و این اصلا خوب نیست.
بهتر است که همه چیز را ساده در نظر بگیرید. الگوهای پایه را یاد بگیرید، خوب یادشان بگیرید.
این دورهی آموزش از baby pips در زمینهی الگوها و شاخصهای مقدماتی را ببینید.
در واقع بقیهی دورهها را فعلا فراموش کنید. فقط همان الگوهای مقدماتی را یاد بگیرید. آنها را تمرین کنید. و یاد بگیرید که چطور از آنها به طور موثر در جاهای درست استفاده کنید.
اگر سایتی مانند Tradingview را دنبال کنید، هزارن شاخص در آن وجود دارد. خیلی زود برای هر نموداری، همه آنها را مجسم میکنید و میبینید. این کار را نکنید. خودتان را گیج نکنید.
میانگینها متحرک، استوکاستیک RSI، خط روند و اصول نمودارهای شمعی، کانالهای روبهبالا و روبهپایین، پرچمهای صعودی، شکستها و کنجها چیزهایی هستند که باید بدانید.
فعلا تمام چیزهای دیگر را کنار بگذارید. فقط کنارشان بگذارید. بیشتر آنها جواب نمیدهند یا به ندرت اتفاق میافتند یا پیدا کردنشان روی نمودارها خیلی مشکل است.
ساده بگیرید.
اشتباه شماره ۳: دیدن الگوهای خیالی
یکی از اشتباهات رایجی که خیلی زیاد در تریدرهای تازهکار میبینم این است که میخواهند هزاران الگو از پرچمهای صعودی (bull flag) تا الگوهای سر و شانه و الگوهای سر و شانه معکوس را حفظ کنند تا بتوانند همه جا آنها را پیدا کنند.
وقتی که این الگوها را در بازهی زمانی یک روزه نمیبینند، آنقدر بزرگنمایی میکنند که به یک الگو برای ۵ ثانیه برسند و الگوها را در همان بازهی زمانی ۵ ثانیهای میبینند (نمودار ۲). اگر الگو واقعا به نمودار نخورد، سعی میکنند به زور هم که شده آن را هر جایی جا بدهند، مثل اینکه بخواهید یک مکعب را از یک سوراخ دایروی رد کنید.

نمودار ۲: الگوی سر و شانه خیالی. به نوعی به سر و شانه شبیه است. ولی وقتی آن را در کنار تمام قسمتهای نمودار در نظر بگیرید (خط روند سه هفته) چیزی جر چند نوسان کوچک نمیبینید. این یک الگوی غیرواقعی است.
اتفاق دیگری که میافتد این است که هیچ الگوی مشخصی وجود ندارد اما به هر حال شما الگوهایی را میبینید.
زمان لازم است تا الگوها شکل بگیرند.
بعضی روزها واقعا روز ترید نیست. باید از بازی بیرون بمانید یا صبر کنید تا بالاخره الگویی شکل بگیرد.
راه دومی که این اشتباه مشکل ساز میشود وقتی است که تریدرها به جاهای خطوط روند واقعی، همه نوع خطی را روی نمودارشان تلنبار میکنند.

نمودار ۳: اینجا چه خبره؟ من چیزهای جنون آمیز مثل این را مدام روی تویتر میبینم، معمولا خطهای سبز بادبزنی سبز بیشتری هم دارد. این واقعا به شما چه میگوید؟ هیچچیز. به شما میگوید این کوین هر جهتی میتواند برود. هدف شما این است که جهت بعدی کوین را پیشبینی کنید نه اینکه چشم بسته غیب بگویید که هر جاییی میتواند برود. این هیچ گونه ارزشی ندارد.
سوال اینجاست که چطور همچین کاری به شما کمک میکند تصمیم گیری کنید؟ اگه ۵ مسیر پیدا کنید که کوین قرار است به سمت بالا رود و پنج مسیر دیگر که کوین به مسیر پایین، چنین چیزی چه فایدهای برایتان خواهد داشت؟
هدف این است که تعیین کنید قیمت بعدی روند قیمت را پیشبینی کنید نه اینکه کشف کنید کوین به هر سمتی ممکن است برود.
اگر از روی نمودار و خطوطی که رسم کردهاید نمیتوانید چیزی را پیشبینی کنید و تصمیمات مثبتی بگیرید، پس دارید وقتتان را تلف میکنید.
اشتباه شماره ۴: ترجیح دادن نمودارهای کوتاه مدت به بلند مدت
الگوهای بلندمدت برای ترید خیلی آسانتر از الگوهای کوتاه مدت هستند. احتمال اینکه الگوهای کوتاه مدت خیالی باشند خیلی بیشتر است. اما الگوهای بلند مدت که طی چندین هفته یا یک ماه شکل میگیرند وزن بسیار بیشتری دارند.
شما باید ببینید یک کوین طی یک هفته، چند هفته، یک ماه، سه ماه و یک سال چگونه است. هرچه عقبتر بروید نمودار واضحتر میشود.
من متوجه شدهام که بیشتری چیزی که به آن نیاز دارم، چند خط روند اولیه در بالا و پایین نمودار است.

نمودار ۴: کانالهای لولهای کوچک. وقتی که کانالها را بشناسید، تصمیمات خوبی هم خواهید گرفت.
کانالها بهترین دوست و همراه خواندن نمودارها هستند. در یاد گرفتن کانالها جدیدت به خرج بدهید. احتمالا تنها چیزی که باید درمورد تحلیل تکنیکال یاد بگیرید همین کانالها هستند (نمودار ۴).
وقتی که دقیقتر نگاه کنید، هر چیزی میتواند یک کانال باشد. الگوی سر و شانه؟ کانال است. الگوی فنجانی و دسته فنجانی؟ کانال منحنی است. الگوی وج صعودی کانال است.
اگر برای یک کوین معمولی یک ماه زمان را عقب ببرید، به طور خیلی واضح تونلهایی را خواهید دید که بالا یا پایین میورند. الگوهایی که بدون منطق و بینظم به نظر میرسیدند در یک الگوی بزرگتر ترکیب میشوند که دقیقا همان چیزی است که شما به آن نیاز دارید.
شما باید دادههای پرت را کنار بگذارید و حرکات کلی کوین را ببینید. نگران چند بالا رفتگی خارج از خطوط کانال نباشید. هیچ چیزی بدون نقص نیست. سعی کنید سه یا تعداد بیشتری نقاط را به هم متصل کنید. دو نقطه را که به هم وصل کنید تبدیل نمیشود به خط روند، بلکه فقط یک حدس است.
فقط ۳ نوع کانال اصلی وجود دارد: صعودی، نزولی و خنثی. خیلی واضح به نظر میرسد و اغلب به خاطر همین سادگیشان نادیده گرفته میشوند، اما وقتی پای ترید در میان باشد، هر چه سادهتر بهتر.
هر چه سادهتر باشد عملیتر است.
پیچیده یعنی عملی هم نیست.
اگر کوینی برای یک ماه در یک کانال پایین میرود و ناگهان از آن الگو بیرون میآید، خوب توجه کنید. صبور باشید و صبر کنید تا تغییر را تایید کند. سعی نکنید در اولین شکست سطوح دست به کار شوید، چون ممکن است دوباره به همان شیب رو به پایین کلی سقوط کند (نمودار ۵).

نمودار ۵: یک کانال رو به پایین طولانی برای دش (Dash). این اتفاق در حدود یک ماه افتاد. در این کانال بهتر است هیچ تریدی انجام نشود، مگر تریدهای کوتاه مدت. هر گونه ترید طولانی مدتی باعث میشود که پولتان را از دست بدهید تا وقتی که این کانال رو به پایین به پایان برسد. دقت کنید من جایی که احتمال کمی وجود دارد شکست اتفاق بیفتد را با رنگ قرمز مشخص کردهام. با این وجود، مراقب باشد. برای یک یا دو روز منتظر تایید باقی نمانید. این شکست میتواند یک شکست غیر واقعی باشد و کوین به شیب آرام و طولانی رو به پایینش باز گردد.
همین موضوع در مورد کانالهای صعودی هم صحت دارد. وقتی میبینید که سرعت بازار کم میشود و بعد از یک صعود قدرتمند و ثابت به بالا یا پایین کانال نمیرسد، وقتش است که پولتان را خارج کنید.
نمودار ۶: بیتکوین بارها سعی کرده که خودش را از سقوط نجات دهد، تا بالای کانال نزولی رسده اما هر بار به درون کانال سقوط کرده. وقتی که سرانجام توانسته آزاد شود مستقیم به سمت آسمان پرواز کرده، که با دایره قرمز مشخص شده. شما باید به دنبال یک تغییر جهت واقعی باشید، نه اینکه فقط حدس بزنید. سعی نکنید که حتی یک دلار هم از زیر دستتان در نرود، فقط سعی کنید با اطمینان کار کنید.
معکوس شدن در سیر نزولی سریعتر اتفاق میافتد، درحالیکه سیرهای صعودی قبل از اینکه مانند راکت شروع به پرواز کنند، آهستهتر حرکت میکنند. سعی کنید در روندهای نزولی گیر نیفتید. وقتی که میبینید یک کوین در یک کانال صعودی شروع میکند به کم کردن سرعت، فرار را بر قرار ترجیح دهید.
کانالهای خنثی از همه چالش برانگیزتر هستند. این کانالها به تریدرهای روزانه اجازه میدهند که نوسانگیریهای کوچک یک روزه در محدودهی کانال داشته باشند و سودهای کوچک به دست بیاورند، اما خطرناکترین نوع کانال هم هستند.
من همیشه در جستجوی کوینی هستم که از کانال خنثی خارج شود. اگر کوین بعد از آن به بالای کانال برگردد و سقف کانال به کف آن تبدیل شود، یعنی احتمالا قرار است اتفاقاتی خوبی رخ دهد.
نمودار ۷: کوین OMG برای یک ماه در خط روند سبز رنگ بالا میرود. ناگهان از این خط خارج میشود و وارد کانال خنثی میشود. بقیهی تریدرهایی که من میشناسم همچنان فکر میکردن یک الگوی صعودی وجود دارد. اما حواستان باشد وقتی یک کوین چنین رفتاری دارد سریع از آن خارج شوید. الان وقت آن رسیده که یک الگوی جدید شروع شود و فقط زمان میتواند مشخص کند که چه راهی را در پیش خواهد گرفتن. بعد از چنین خط روند طولانیای به احتمال زیاد به سمت پایین میرود، که دقیقا همان چیزی که در روزهای بعد اتفاق افتاد. اما حتی اگر بالا برود، باز هم خارج شوید تا زمانی که روند صعودی طی چند روز تایید شود و بعد دوباره وارد شوید.
مهمترین نکته این است که:
وقتی یک کوین در یک کانال برای زمان زیادی ترید میشود و ناگهان در آن کانال صعودی، نزولی یا خنثی دچار شکست میشود، حواستان را حسابی جمع کنید.
بازی ناگهان عوض شده. آماده باشید که برای مدتی از بازی خارج شوید.
ادامه در قسمت دوم
امتیاز دادن به خبر
با لایک کردن هر خبر میتوانید کوین بیشتری جایزه بگیرید




